حسن حسن زاده آملى

38

هزار و يك كلمه (فارسى)

( روحى فداه ) سمينارى در قزوين تشكيل مىشود كه ما را با نام قزوين و سوابق خاطرات محضر شريف استاد قزوينى مجال چون‌وچرا و قدرت امتناع از دعوت نبود . شهر مقدس قزوين به حكم سوابق تاريخى و تربت چهار پيغامبر خدا ( عليهم السلام ) در آن ، از قديم الأيام حايز اهميّتى بسزا بوده است ، و بزرگانى بنام در علوم و فنون گوناگون از آن برخاسته‌اند . قزوين قبل از حوزه قم ، حوزه علميه بوده است ، و شكرا للّه كه اكنون هم حوزه علميه و دانشگاه بين المللى قزوين در سطح كشور و حوزه‌هاى آن نامدار و بلندآوازه است . قزوين را بر اين طلبه دعاگوى شما حقّى عظيم است . واقعه‌اى را از حدود سى و هفت سال پيش از اين به يادگار دارم و به عرض مىرسانم ، و آن اينكه در روزهاى پنجشنبه و جمعه و مطلق تعطيليهاى ايام مرسوم و متعارف درسى ، در محضر مبارك استاد بزرگوارم جناب علامه شعرانى ( رضوان الله تعالى عليه ) رياضيات مىخواندم ؛ در صبح سعادت روز پنجشنبه‌اى كه از مدرسه مروى تهران به حضور انورش در بيت المعمور آن حضرت تشرّف حاصل كردم ، بعد از تحيّت صبحگاهى رو به من فرمود و گفت : آقاى ميرزا ابو الحسن قزوينى به تهران تشريف آوردند و شنيدم درس و بحث شروع كردند ، شما اين درسهايى را كه پيش من و آقايان ديگر داريد طورى تنظيم كنيد كه محضرش را ادراك كنيد . استادان عزيز ، فرهنگيان گرامى ، روحانيّت حقيقى را مشاهده بفرماييد و روحانى واقعى را ببينيد ؛ اين استاد بزرگ حضرت علّامه شعرانى چه بزرگوارى درباره يك شاگردش مىفرمايد ، و چگونه عالمى ديگر معاصرش مثل علّامه رفيعى را به بزرگى نام مىبرد و شاگردش را به ادراك محضر شريفش امر مىفرمايد . اين داعى از آيه الله رفيعى قزوينى آگاهى نداشت و او را نمىشناخت ، بركاتى كه از محضر شريفش عايد اين كمترين شده است به ارشاد و راهنمايى حضرت استاد علّامه شعرانى بوده است ، آرى « متّحد جانهاى شيران خداست » .